FIVETAMUSIC

طوفان

زمان آهنگ: 3 دقیقه و 59 ثانیه
تاریخ: دی 17، 1404

متن موسیقی:

یکی بود یکی نبود
من بودم و آدمکا
تو نقابای قشنگِ
شهر دوز و کلکا

یکی اسمش با مرام و
ته با معرفتا
یکی تو رگی و پایه
نمیشد ازم جدا

تا که طوفان شد و
کشتی دلم به گل نشست
هرکی رد میشد میرفت
چشماشو روغمم میبست

من و بارون
من و دریا
یه خدا بود و خودم
نمیدونم چجوری
تا لب ساحل اومدم
من وزخمام
منو دردام
روی پاهای خودم
صد دفعه افتادم و
دوباره باز راهی شدم

حالا من بلند شدم میخوام که زندگی کنم
واسه اون که موند به پام بمونم عاشقی کنم
می تونم بکوبم از نو بسازم دنیارو باز
قد یه کتاب قصه ست این
دلِ خاطره باز

باز میگم نقطه سر خط غم و از یاد میبرم
من خودم پاش که بیفته لشکر
تک نفره م
من ادامه میدم حتی  شده از دل شکست
حالا دیگه پشت من
هزار و یکی تجربه ست

من و بارون
من و دریا
یه خدا بود و خودم
نمیدونم چجوری
تا لب ساحل اومدم
من وزخمام
منو دردام
روی پاهای خودم
صد دفعه افتادم و
دوباره باز راهی شدم