متن موسیقی:
تو را نگاه میکنم ز پشت شیشههای سرد
به رد پای رفتهای که مانده از خیال تو!
نگاه میکنم تو را، و خواب میرود ز من
تمام جرعههای تلخ، خطوط وهم فال تو!
تو اسم دیگر غمی، میان خواب یک غزل
که بند بند این غزل، تنیده شد به جان تو
مرا صدا بزن ز دور، مقیم دشت بادها
چه میشود به بوسهای رسد به من نشان تو
.
تمام عمر نوشته ام به شوقِ دیدارت
مقیمِ شهر غمم، آخرین غزل دارت!
چه شد که طعنه زدی بر جنونِ افکارم؟
هنوز ملتهبم از حضورِ افکارت.
ز دور دست خیالت عبور میکردم،
منی که خاطره بودم ولی گرفتارت,
ولی گرفتارت