متن موسیقی:
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم
با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشه ی فردا کردی
آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی دل سودا زده ام را به حبیبم دادی
باز هم گرم از این آتش جانسوز توام سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام
شکوه بیجاست تو مرا کشتی و جانم دادی
آنچه از بخت ، طمع داشتم ، آنم دادی
من ندیدم سخنی خوشتر از افسانه تو عاقلان بیهوده خندند به دیوانه ی تو
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق آن دلی کز تو نلرزد به چه ارزد ای عشق
آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی دل سودا زده ام را به حبیبم دادی