متن موسیقی:
مستانه میشوم زان، لبخند گاه گاهت
دیوانه میشود دل، زان چشم پر ملاحت
طناز و پرده پوشی، ای ساقی خموشی
در دل نمانده هوشی، زان شیوه نگاهت
همچون می رواقی مستانه یی تو ساقی
این مستی از تو باقی پر کن سبو سلامت
ای خوشتر از سپیده در جان من دمیده
شب با تو سر رسیده مهرت مرا سعادت
بی تاب و بی قرارم ایمانم از تو دارم
در جستجوی یارم ای عشق تو عبادت
عقل از برم رمیده جانم به لب رسیده
دل حکمت تو دیده عشق است در نهایت