متن موسیقی:
یه عمر دنبال هم صحبت میگشتم
شاید هم آرزویی هم ببینم
میخواستم از کویر و باغ و صحرا
گلایی رنگ رویاهام بچینم
ولی هر کس توی درد خودش بود
تو راهی شکلِ یک بیراهه ی گُم
همه تنها و خاموش، مثل یک سنگ
همه از دور، یه کوهی شکلِ مردم
چقدر دنبال هر سایه دویدم
خودم رو خسته به جاده کشیدم
برای یافتن همراه و همدم
چه قدر از ترس تنهایی بُریدم
چقدر دنبال هر سایه دویدم
فقط به آینه و شب می رسیدم
حالا فهمیده ام که ناجی من
همونی بود که تو آینه ها دیدم
اگه بغضی تو قلبت بسته باشه
نمیشه قِصه گویِ غُصه ها شی
تو وقتی با خودت یار و رفیقی
میتونی با رفیقت همصدا شی
یه وابسته مثل پایی اسیره
که درگیره با زنجیرهای بسته
رها شو، اعتماد کن به وجودت
به تکیه گاهی که محکم نِشَسته
چقدر دنبال هر سایه دویدم ...