متن موسیقی:
نه که از تافته ها بگم جدابافته تر فقط از پی کنجکاوی شجاعانه تر از بقیه ،
تو تنهایی ۲تا بال پرواز درآورده ، از کجاهاش بگم ...
پاها رو زمین و سر رو به آسمون ، که ببینه میشه درا کی باز واسه اون
فکرش روی قله ی ابراس ، تو سرش پر صدای غرش ببراس
هه برمیداره قدم ، تق ! سنگ بر میداره ترک ، هرشب بیداره طرف ، چون کلی پیچ و سختی داره هدف
بی اعتنا به همه ی طنابای دورش ، اون میکشه کار از حدی توان داره مخش
گوشا پر قصه های زندگی کردنه (ولی) کجا حال قصه داره زندگی کردنش
خوب فهمیده اینو دایی یکی مثل من ، نمیمونه شب و روزایی که داری مثل هم
شبو رو زمین بوده ولی صبحو پیش ماه! این من زده بیرون از این کلونی خواب