متن موسیقی:
پر از ابرهای نگاه توام
کنار نفسهای این شهر سرد
پر از تیک تاک زمان بیامان
که تکرار دردی تو تکرار درد
ببین ردّ پاهای من میچکه
از اندوه خیس همه کوچهها
قدمهای مردی که سایهش شده
شبیه زنی پر فروغ و رها
از آغوش خاک و تن لخت آب
به سودای باران تو راهی شدی
کجای غزل از شبم سوختی
که از خوابهایم تو خالی شدی
تو لبخند صبحی، سزاوار نور
منِ بیچراغ در تمنای شب
تو میراثِ آیینهای، جنس آب
من از سایهها تیرگی لب به لب
تو دوری مث شرق و غرب زمین
که از روز من روشنی کم شده
که هر صبح ایفای نقش زمان
مث رفتنت گیج و مبهم شده
تو اونقدر شمالی، غریب از جنوب
من اونقدر جنوبم که لبهای تو
تب تند این عشق بالا زده
با دستات تو پاشویه کن قلبمو
به چشمای شرجی من خو بگیر
من از مرزهای تنم رد شدم
به بارون، به اشکی که رو گونمه
من از عشق تو با خودم بد شدم
به چشمای شرجی من خو بگیر
من از مرزهای تنم رد شدم
به بارون به اشکی که رو گونمه
من از عشق تو با خودم بد شدم
پر از ابرهای نگاه توام
کنار نفسهای این شهر سرد
پر از تیک تاک زمان بیامان
که تکرار دردی، تو تکرار درد