متن موسیقی:
بعد ه من در پس این شهر ، کسی دست تو را دست تو را میگیرد
یک نفر میرسد از راه ، در این فاصله جا میگیرد
هرکه با بغض شبی ، پرسه زده پرسه زده حال مرا میفهمد
ته فنجان تو دیوانگی ه فال مرا ، میفهمد
فرض کن ، فرض کن آخر این قصه جدایی باشد
من که کافر شده ام ، باید خدایی باشد
فرض کن از غم ه تو سر به بیابان بزنم
تو نباشی تک و تنها ، تک و تنها به خیابان بزنم
سر تو بر سر من جنگ شده میفهمی … ؟
من برای تو دلم ، تنگ شده میفهمی … ؟
بی تو از تک تک ، این ثانیه ها بیزارم
نت به نت ، بغض من آهنگ شده میفهمی … ؟
بی هوای تو قدم میزنم و هی نفسم هی نفسم میگیرد
میروی چشم مرا بعد تو دریاچه غم میگیرد
تو بدهکار به من میروی و میروی و وای چقدر دلگیرم
خاطرات تو مرا میکشد و میکشد و میمیرم
فرض کن ، فرض کن آخر این قصه جدایی باشد
من که کافر شده ام ، باید خدایی باشد
فرض کن از غم ه تو سر به بیابان بزنم
تو نباشی تک و تنها ، تک و تنها به خیابان بزنم
سر تو بر سر من جنگ شده میفهمی … ؟
من برای تو دلم ، تنگ شده میفهمی … ؟
بی تو از تک تک ، این ثانیه ها بیزارم
نت به نت ، بغض من آهنگ شده میفهمی … ؟