متن موسیقی:
توی یک شب زمستون
پر شد از برف ابر پر خون
سایه ها روزو شکستن
به افق درهای آرزو رو بستن
میدونم که خیلی دیره
تن تو، تو برف اسیره
نکنه سرما تو رو از من بگیره
گل من تنها و خسته
توی خشم باد نشسته
رنگ زرد انتظار
واسه خورشیدی که فردارو بیاره
تا که ریشش تو زمینه
قصهی دلش همینه
یه روزی بهاره و یهروز چنینه
کاش که بارون مثل اون روزا بباره
کاش یخها آب بشن و بیای بگی دنیا بهاره
گل من قسم به ریشت
باغبون واسه همیشت
میمونم تا جون بگیری
دیگه سرخ گل آفتاب
یا بلور یخ مهتاب
خاطرته یه گذشتس
عکس یادگاری با قاب شکستس
کی به جز شمع های خونه
قصه ی شبو میدونه
گل من دلش پره از این زمونه
پیشنهادات