متن موسیقی:
بگیر با دو دست گوشهایم را!
تا کجا بیهوده شنیدن و تایید؟
بدر بکارت کور دوپرده را!
دیگر وقت داد کشیدن رسید
گوشم پر است از غزل و مزل
پیش از دریدن درش حماسه جمع کن
پشت در اتاق فردوسی پاکزاد
شاهنامهای استراق سمع کن
از ما بگو بی هیچ پرده پوشی
از تاریخی نگو که مرده است
الفاتحه مع الصلوات را کشیده بگو
تاریخ را زمان از یاد برده است
بدر پرده گوش مرا که مدام
میهمان زفاف پرت و پلا بوده
آن دو گوش خوش باورم را که
در بازوان حماقت عمری آسوده
تهمتن را زیاد زحمت داده ایم
از آن مور دانه کش عاصی بگو
هفت خوان تکرار روزهای هفته است
از رنج بیحاصل سال سی بگو
از عقل افسرده و فرسوده بگو
و دلخوش کُنک دو هزار و پانصد ساله
از مسحور شدگان درخشش دیروز
همچون: سامری و طلا و گوساله!