متن موسیقی:
آمد بهار عاشقی دل شد فدای دل ستان آمد نگار مشفقی هم جان و هم آرام جان
نازم به ناز و غمزه ات ای در چمن سرو چمان گل بشکفد لبخنده ات مستی فزای هر زمان
شمعی ز جانم برفروزم روز و شب از عشقت بسوزم
پرورده ام در سینه رازی روزی کند دل سرفرازی
پر می کشد از آسمان همچون کبوتر روح و جان
چندی رهایم می کنی دل می کشد در آشیان
آشفته حالی میکنم هر دم خیالی میکنم
تا تو نباشی در برم پر بسته بالی میکنم
چشم تو چون پیمانه ام از آن نگه دیوانه ام
آیینه ی جان منی ای مسجد و میخانه ام