متن موسیقی:
آمدم که سفیدی را به قلم،
سیاه کنم
سایه اش، سپید دیدمُ
چشمَم به ماه افتاد
گفتم؛
بنویسم؟
اِی دوست؟؟ ...
گفتش آرام بمان
که من آرامم
و بنگارَم،
که "سکوت" ...
دست کشیدش بر سرم
نور عمیقش
آرام،
گفت نبینم ناله ات
سوز دلت،
پیش دو چَشمم،
جانان ...
گفتم این خط که نوشتم،
کمُ بیش در یادت،
رفته آن دور
شده یک عادت
رفته آن دور
شده یک عادت.
رفته آنجا که کبوتر
می برد نامه ی دوست
رفته آنجا
که فلک،
گردِ گردست هنوز
رفته دیوان شده این
"کُنج کتاب"،
دست خطی،
همه کَز خاطر اوست ...
از برایت
می نویسم بر ورق
یک اِسمُ
می کشم آهی کنارش
که سکوت ...