متن موسیقی:
ز سنگسار روح من
بگو چه برده ای نصیب
مگر چه کرده ام دریغ
که می دهی مرا فریب
به اشک من تمام شهر
چرا حریص و تشنه بود
چرا زبان مردمان
برنده مثل دشنه بود
به جان زخم خورده ام
نهیب عاشقی چه سود
کسی که دست سرنوشت
مرا از خاطرش زدود
ز لحظه های بی کسی
دوباره آه می کشم
و کوله بار خستگی
چه بی گناه می کشم
به زهر شوکران غم
اسیر و مبتلا منم
برای این همیشه درد
چون سپر بلا منم
من حسرتم بدون عشق
عبور این جوانی است
تمام می شوم که این
سقوط زندگانی است
ز لحظه های بی کسی
دوباره آه می کشم
و کوله بار خستگی
چه بی گناه می کشم